درباره مدرسه کسبوکار منفعت؛ جایی که علمِ مدیریت، لباسِ بازار میپوشد!
«مدرسه کسبوکار منفعت» یک پلتفرم آموزشی تئوریک و دور از دسترس نیست؛ ما یک قرارگاه عملیاتی برای رشد، بازسازی و توسعه کسبوکارهای خرد، مغازهداران و مجموعههای خدماتی (تیمهای زیر ۵۰ نفر) هستیم.
در دنیایی که بیشتر آموزشهای مدیریتی برای کارخانههای بزرگ، استارتاپهای تکنولوژیمحور و شرکتهای چندملیتی طراحی شدهاند، ما جای خالی آموزشی را پر کردهاییم که زبانِ «کاسب» را بفهمد. در «منفعت»، ما دانش پیچیده آکادمیک و سطوح عالی مدیریت (MBA و DBA) را با تجربه ناب و عرقریزیهای کف بازار ترکیب کردهایم تا راهکارهایی صددرصد کاربردی، بومی و قابل اجرا برای پر کردن دخل و افزایش فروش شما ارائه دهیم.
از پاساژ خیام تا خلق منفعت؛ داستانِ من و بازار
شناخت من از دغدغههای بازار، از روی کتابهای قطور دانشگاهی شکل نگرفته است؛ من الفبای کسبوکار را از کف بازار، از روزهای سختِ کارگری و از دلِ شکستهای سنگین یاد گرفتهام.
داستان من از ۱۰ سالگی و در راهروهای پاساژ خیامِ شهرستان جهرم شروع شد. روزهایی که پیش معلمم، جناب آقای معرفت، شاگردی میکردم و کارم رایت کردن سیدی بود. در همان روزها بود که فهمیدم اگر میخواهم رشد کنم، باید چیزی بیشتر از بقیه بدانم. یک سیدی آموزش اکسل خریدم، شبها از روی آن یاد میگرفتم و روزها همان آموختهها را به یک مدیر مدرسه تدریس میکردم؛ بابت هر جلسه ۶ هزار تومان میگرفتم و این اولین طعمِ شیرینِ خلقِ ارزش و کسب درآمد برای من بود.
مسیر نوجوانی و جوانی من با کار گره خورد. از چرخاندن و مدیریت یک کافینت تا ورود جسورانه به دنیای تولید. یک کارگاه کوچک تولید لوازم تزئینی با سه نفر نیرو با برند «ستاره فارس» که در سراسر ایران نمایندگی داشت و ساعت و جعبه دستمال کاغذی تولید می کرد. بعد از آن وارد دنیای فناوری شدم و یک شرکت انفورماتیک برای ارائه خدمات آموزشی و توسعه نرمافزار تاسیس کردم با 27 نیرو … قصه من مفصل است شاید روزی کتابش کردم.
شکستهایی که از من یک مدیر ساخت
شاید امروز دیدن جایگاه من به عنوان مدیر چندین مجموعه موفق ساده به نظر برسد، اما در پسِ این ۱۲ سال، روزهای تاریکِ ورشکستگی، تصمیمات اشتباه، تغییر شغلهای مداوم و فشارهای خردکننده بازار وجود داشته است. من در حالی که مشغول درس خواندن و کارهای پژوهشی بودم، بارها طعم تلخ شکست و به بنبست رسیدن را چشیدم. اما همان ورشکستگیها، ارزشمندترین دورههای مدیریتی من بودند. من یاد گرفتم که چطور دوباره از صفر بلند شوم، کرکره را بالا بدهم و این بار باهوشتر عمل کنم.
امروز، بعد از گذشت بیش از یک دهه تلاش بیوقفه، افتخار میکنم که مدیریت چندین مجموعه فعال از جمله یک انتشارات، چاپخانه، موسسه آموزشی و چند استارتاپ فناوری را بر عهده دارم. و حالا در «مدرسه کسبوکار منفعت»، تمام آن زمینخوردنها، بلندشدنها و دانش آکادمیک خود را در قالب نقشههای راهِ عملی، تقدیمِ کاسبان و صاحبان کسبوکارهای کوچک میکنم تا آنها اشتباهات مرا تکرار نکنند.
ارادتمند شما، حسین اصلانی؛ بنیانگذار مدرسه منفعت
خلاصه ای از رزومه من
- بنیانگذار و مدیرعامل نشر «دانه آبی» و چاپخانه «پرینت لند»
- رئیس هیئتمدیره گروه «آرپینا»
- موسس و مدیر وبسایت «پیکس فایل»
- بنیانگذار مدرسه کسبوکار «منفعت»
- ۹ سال تجربه تدریس مستمر و افتخار آموزش به بیش از ۳۰,۰۰۰ دانشجو و دانشپذیر
- مشاور استراتژیک بیش از ۳۰۰ کسبوکار در مسیر توسعه، بازسازی و مقیاسپذیری
- نویسنده و مترجم بیش از ۴ عنوان کتاب تخصصی در حوزه کسبوکار و توسعه فردی
- دانشآموخته مقطع عالی مدیریت کسبوکار (MBA)
- دارای گواهینامه معتبر بینالمللی QAS Mastery Course از انگلستان
داستان ما؛ از دیدن کرکرههای پایین
ماجرا از جنگ سوم تحمیلی شروع شد. ما هر روز میدیدیم که افراد با هزاران امید، سرمایه و آرزو، کرکره مغازهای را بالا میدهند، دکورهای زیبا میزنند و اجناس باکیفیت میخرند؛ اما چند ماه بعد، به دلیل نداشتن مشتری و ناتوانی در پوشش هزینهها، با ناامیدی کرکره را برای همیشه پایین میکشند.
ما متوجه شدیم که مشکل اصلی، کمبود سرمایه یا کیفیت بد اجناس نیست؛ بلکه «نداشتن مهارت کاسبی در بازار مدرن» است. کاسبِ امروز نمیتواند فقط پشت دخل بنشیند و منتظر پاخور بماند. اما وقتی این کاسب به دنبال آموزش میرفت، با اصطلاحات پیچیده شرکتی روبهرو میشد که هیچ کمکی به مغازه او نمیکرد.
رسالت ما؛ منفعت برای کاسبهاست
رسالت و قطبنمای ما در مدرسه کسبوکار منفعت، یک جمله شفاف است: «حفظ بقا و تضمین رشد پایدار برای کسبوکارهای کوچک و محلی».
ما متعهدیم که:
- دانش را سادهسازی کنیم: هیچ تئوری غیرقابل اجرایی در منفعت جایی ندارد. هر آموزشی باید به یک «اقدام روزانه» تبدیل شود.
- همراه روزهای سخت باشیم: در شرایط بحرانی و رکود بازار، ما با پشتیبانی مستمر و راهکارهای عملی (مانند بوتکمپهای اجرایی)، کنار شما میایستیم تا به جای تعدیل نیرو یا تعطیلی، راهی برای توسعه پیدا کنید.
- هویت کاسب ایرانی را ارتقا دهیم: میخواهیم هر مغازهدار و صاحب کسبوکار خدماتی بداند که او هم میتواند با اصول درست برندسازی و فروش، به یک سیستم سودآور، مستقل و قابل افتخار تبدیل شود.
در «منفعت»، موفقیت ما با یک معیار سنجیده میشود: شنیدن صدای کشیده شدنِ کارتِ مشتری در دستگاه کارتخوان شما!
در این مسیر با ما همراه شوید.